کتاب: پرنده ی من

 

نویسنده: فریبا وفی

 

 پاراگراف کتاب (100)

 

بخشی از کتاب:

 

راه رفتن خوب است.


 همیشه خوب بوده است.


همیشه به درد می خورد.


وقتی که فقیری و کرایه ی تاکسی گران تمام می شود.


وقتی که ثروتمندی و چربی های بدنت با راه رفتن آب می شود.


اگر بخواهی فکر کنی می توانی راه بروی، اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی.


برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان ها باید راه بروی و برای از یاد بردن آزار و بی مهری مردم باز هم باید راه بروی، وقتی جوانی، وقتی پیری، وقتی هنوز بچه ای هر توقف یعنی یک چیز خوشمزه و برای توقف بعدی باید راه رفت...

 

برای جست و جو و مطلع شدن از کتاب مورد نظرتان اینجا کلیک نمایید